به یاد او که یادش آرام بخش دل هاست (( از چه کسی نفرت دارید ؟)) به این سوال خوب فکر کنید . آیا دوست دارید این کینه ها را کنار بگذارید ؟ پس داستان زیر را به دقت بخوانید : (( از چه کسی نفرت دارید ؟ )) این سوال را معلم برای شاگردانش بیان می کند . همه در سکوت خوف انگیز کلاس به فکر فرو می روند . دست یکی بالا رفته پاسخ می دهد : من از 2 نفر . و دیگری می گوید 5 نفر . و یکی 3 نفرو.... معلم پاسخ می دهد : هر کسی که از شخصی نفرت دارد به اندازهی هر نفر یک سیب زمینی در داخل نایلون بگذارد و همراه خود به همه جا ببرد تا یک هفته این کار را ادامه دهد تا در نزد من امتیازی دریافت کند . عده ای گله می کنند اما مجبور به انجام این کار هستند . شاگردان هر یک به تنهایی به اندازه ی تعداد نفراتی که از آن ها نفرت دارند سیب زمینی در داخل نایلون قرار داده با خود همه جا حمل می کنند . یک هفته می گذرد سیب زمینی ها می پوسند و بوی بد آنها همه جا را پر میکند یک هفته به پایان می رسد در کلاس باز هم سکوتی حکم فرما است . معلم این سکوت ار می شکند و می گوید : عزیزانم اکنون می توانید نایلون ها را کناربگذارید و بهسخنانم گوش فرا دهید . شاگردانم هر کدام از این سیب زمینی ها افکار نفرت انگیز شماست که هر چند کهنه تر شود پوسیدگی آنها بدن و افکارتان را تسخیر می کند پس همین حالا افکارتان را همراه سیب زمینی ها دور بریزید .
نفرت ![]()
![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در چهارشنبه 2 بهمن1387ساعت 10:0 PM توسط برف و باران |
هزارها بار خواهم نوشت ( تنها ) تا ( تنهایی ) رادریابم تاسکوت ( تنهایی ) را پیدا کنم . تا عــــــشـــــــق ( تنهایی ) راصدا کنم . تا برای عشق ( تنهایی ) بگیرم . نمی دانم نمی دانم چه کنم نمی دانم چگونه عــــشــــق را پیدا کنم تو به من بگو صدا کنم ؟ فریاد بزنم ؟ بگریم ؟ بخندم ؟ سکوت کنم ؟ برای کدام عــــشــــق باید سکوت کرد ؟ ولی .... ولی من میدانم عــــــشــــــق فراوان است اما عشقی وجود دارد که عاشق می خواهد عــــاشــــق حقیقی عــــشــــقــــی که عــــاشـــق و معــــشــــوق آن هم عــــاشــــق باشند و هم معــــشــــوق حال من می خواهم این عشق را درک کنم ... حس کنم ... در یابم ... پیدا کنم ... خدایا تم به من بگو چه کنم ؟.... خدایا دوستت می دارم ...دوستم عــــاشــــقــــتــــم ... معشوقم و بر گونه هایت بوسه می زنم ...زیبایم (( باران ))
تنها تنها تنها تنها تنها ......
![]()
![]()
فریاد بزنم ![]()
بخندم
سکوت کنم ![]()
![]()
![]()
به من بگو تا چه کنم ![]()
که را ؟![]()
چه چیزی را ؟ ![]()
چه غمی را ؟![]()
چه شادی ای را ؟![]()
چه عــشــقــی را؟![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
مــن عــــــشــــــق تــو را مــی خــواهــم ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در دوشنبه 16 دی1387ساعت 4:9 PM توسط برف و باران |
دوستان عزیز ![]()
ســـــــــــــــــــــــــــــــــــــلام
ما دو دوست هستیم که اسم ما برف و باران است .
در این وب جملات زیبایی در باره ی خدا و داستان های کوتاه می نویسیم و سعی می کنیم هر هفته مطالب جدید بیاوریم .![]()
با عرض تسلیت بابت محرم
امید وارم لذت ببرید
+ نوشته شده در دوشنبه 16 دی1387ساعت 3:14 PM توسط برف و باران |
| ||||||